على محمدى

102

شرح اصول استنباط ( فارسى )

استعمالش در تراخى مجاز است ؟ او بالعكس يعنى حقيقت در تراخى است ؟ و در فور مجاز ؟ يا حقيقت در هردو است و براى هريك عليحده وضع شده تا مشترك لفظى باشد ؟ يا معناى ديگرى دارد ؟ در اينجا نيز مثل باب مرّه و تكرار اقوال و نظراتى مطرح است كه عبارتند از : 1 - فعل امر عند الاطلاق حقيقت در فور است و دلالتش بر تراخى مجازى است بنابراين اگر مكلف عمدا و بدون عذر امتثال را تأخير اندازد معصيت كرده . 2 - فعل امر حقيقت در تراخى است بدين معنا كه فوريت لازم نيست و تراخى هم جايز است نه اينكه واجب باشد فلو اخرّ لم يعص . 3 - فعل امر مشترك لفظى است ميان فوريت و تراخى و عند الاطلاق مجمل شده بر هيچكدام دلالت ندارد آرى قدر متيقن آنست كه فورى انجام شود . 4 - عده‌اى توقف را برگزيده‌اند بدليل اينكه ادلّه فوريا تراخى آنان را قانع نساخته . 5 - حق اينست كه در اين بحث هم اطلاق فعل امر فقط بر طلب ايجاد اصل طبيعت دلالت دارد . و امّا خصوصيات فعل كه يك بار باشد يا صد بار ، با اين آلت باشد يا با آلت ديگر ، فورى باشد يا با تأخير و . . . هيچكدام از اطلاق امر استفاده نمىشود و صيغهء افعل نه به ماده و نه به هيئت برآن دلالت ندارد به همان بيانيكه در بحث مره و تكرار گذشت طابق النعل بالنعل . قوله : نعم : مقدمه : فوريت دوگونه است : 1 - عقليه كه عبارتست از اينكه به مجرّد ختم كلام مولى و مثلا گفتن صلّ بدون ذره‌اى معطلى عبد بايد اقدام كند و طبيعت صلوة را در خارج ايجاد كند .